مکاشفه و تماشا

هنر همواره نوعی آگاهی دادن ، مبادله و مواجهه است . هنر پیوندی ایجاد می کند میان خلق خویش که با آثارش از جهان بینی خود به طور کامل یا تا اندازه ای پرده بر می دارد و میان بیننده که خود را آماده می کند تا تاثیر پذیرد و برای لحظه ای هم که شده خود را خارج از چار چوب های معمول قرار دهد . میان خالق اثر و بیننده نوعی ارتباط شکل می گیرد که به منزله نوعی تعهد و پیمانی ناگفته است : این ارتباط متقابل از نوع دیگری بودن است که شباهت ها و نیز تفاوت ها را آشکار می کند و همزمان هر یک از طرفین را به خود ارجاع می دهد .

در میان تمام هنر های تجسمی ، عکاسی به طرز ویژه ای این حرکت دو گانه ی یکی به سوی دیگری را نشان می دهد . برای عکاسان این مجموعه هم عکاسی عملی است برای تصاحب واقعیت آن گونه که آنها واقعیت را می بینند و آن گونه که واقعیت خود را به تصویر می کشد . همان طور که می دانیم هر عکاسی فیلتر مخصوص به خود دارد که با آن محیط پیرامونش را درک می کند و از آن آگاه می شود . این همان چیزی است که سبک او را می سازد و نیز همان چیزی است که تضمین کننده ی تنوع دیدگاهها و تکثر نگاه ها به جهان است .هر عکاسی تصور خود را از جهان ارائه می دهد و شناخت خود را منتقل می کند . واضح است که پادشاهان قاجار صرفا زائرانی متدین نبودند ، بلکه سفر های آنان نوع خاصی از توسعه قدرتشان بوده است . برا خلاق آنان هانس گئورگ برگر بدون نیت سیاسی به حوزه های علمیه وارد شده و در پی نزدیک شده به اهالی این حوزه ها و آموختن از آنان بوده است .

بیننده ای که خود را غرق یک تصویر می کند چیزی را تجربه می نماید که تا حدودی شبیه به تغییر جدی زمینه یک صحنه است . فهم مانوس او دیگر به کار نمی آید و او باید از دانسته های قبلی اش دست بکشد و پنجره خود را در برابر راه های تازه درک و فهم بگشاید و جسورانه خود را به جالیی دیگر ببرد . چشم دوختن به تصویری که چیزی را ثبت کرده نوعی گشوده خویش است در برابر امکان های تازه ی تفسیری و تلاشی برای فهمیدن تصویر و همدلی با آن که به سرعت به خود فرد باز می گردد.

این فرایند در دو مرحله مختلف اتفاق می افتد : نخست آن لحظه درک و دیدن بی واسطه است که به مشاهده صرف محدود می شود و به دنبال آن والبته با فاصله و درنگ ، لحظه خوانش و فهم فرا می رسد . تصویر همان ابتدا و در نخستین نگاه فقط احساسات  ما را تحت تاثیر قرار می دهد . شاید آن احساس اولیه شگفت زده شدن ، بی حرکت ماندن ، مسحور شده و یا نپذیرفتن باشد و شاید بی تفاوت ماندن که بی تردید به ندرت بروز می کند . تمام این احساسات همواره احساسات اولیه هستند و نه حاصل تامل . پس از آن روند تامل و تفکر یعنی تجزیه و تحلیل کردن و حکم دادن ظهور می کند . تامل بر آن تصویر معنایی را خلق می کند که باید آن را از پشت قالب ها و ظواهر دریافت و بررسی کرد .

در دو نمونه خوشنویسی فارسی بر روی عکس های تاریخی همین مجموعه که بیش از صد سال پیش نگاشته شده اند ، دقیقا این تعبیر آمده است :

خلق می بینند تصویر تو در یک شبر جای

غافلند زین جهان معنی که در تصویر تو است

دسته:

توضیحات

شناسنامه 
به کوشش : سعید عدالت نژاد و بوریس فون براوخیچ 
انتخاب و ویرایش عکس ها : بوریس فون براوخیچ 
ترجمه مقالات آلمانی به فارسی : شقایق میثمی 
ترجمه مقالات فارسی به آلمانی : غلام رضا حاجت پور 
صفحه پرداز و گرافیک : دتلو پوش ، برلین 
چاپ عکس ها : مایکل ماریا مولر ، برلین 
حقوق معنوی عکس ها : هانس گئورگ برگر 
این اثر به حمایت وزارت خارجه آلمان و به عنوان بخشی از مبادله فرهنگی میان آلمان و ایران منتشر شده است .