ضریح عشق

مقدمه عکاس
داشتن دوربین عکاسی، آرزوی کودکی ها ی من بود. هرگز روزی را فراموش نمی کنم که اولین دوربین را با پس انداز و جمع کردن عیدی هایم خریدم؛ روزی سرشار از رؤیا و خوشبختی. از آن روز تا امروز که بیش از پانزده سال می گذرد، پیرامونم را از نگاه دوربین می بینم. عکس های من بهترین لحظه های عمر من است و هر چه بیشتر عکس می گیرم، گویی بر سرمایه عمرم افزوده ام. از کودکی، عکاسی را دوست داشتم؛ اما بیشتر برای ثبت لحظه های معنوی؛ لحظه هایی که سرشار از خدا و معنا بود و در پیوست با اولیای خدا. هنوز و همچنان، در برابر هر بنای مذهبی که می ایستم، بی اختیار دستم به سوی دوربین می رود و هرگاه صحنه ای را می بینم که پیام دینی دارد، ناخود آگاه دوربینم را روشن می کنم. با این همه، آرزوی اصلی و بزرگم، همیشه این بود که روزی بتوانم یکی از وقایع مهم دینی را به تصویر بشکم و به دست آیندگان بسپارم؛ تا اینکه خدای بزرگ بر من منت گذاشت و من را و دوربینم را شش سال ، همراه و خادم ضریح عشق کرد؛ از هنگام ساخت تا انتقال به کربلا و نصب آن درحائر حسینی.
آنچه در این شش سال، به حافظه دوربین سپردم، اندکی است از هزاران لحظه ناب عاشقانه. مجموعه حاضر، گزیده ای است از آنچه در این شش سال، به حافظه دوربین سپردم، اندکی است از هزاران لحظه ناب عاشقانه. مجموعه حاضر، گزیده ای است از عکس های مرحله انتقال. در این مرحله، که مبدأ آن مدرسه مبارکه معصومیه علیها السّلام در قم بود و پایان راه، کربلای معلا، شهرهای بسیاری در راه دیدیم و صحنه هایی که شاید هرگز تکرار نشود. آنچه به چشم می دیدم. به سختی در قاب عکس می نشست. اندوه کودک شش ساله و حسرت پیرمرد کهن سال و شوق جوانان را برای همراهی با ضریح در خیابان های تنگ و بیابان های دور را، چگونه می توان به تصویر کشید؟ کاری بس سخت و سترگ بود؛ اما به یاری خدا و عنایات حضرت ابی عبدالله علیه السّلام آنچه در توان داشتم، به کار بستم تا بهترین و زیباترین لحظه ها را ثبت کنم؛ اگر چه دیدنی ها و شنیدنی ها ی این سفر معنوی، هرگز به دام عکس و لفظ نمی افتد؛ که گفته اند:«عنقا شکار کس نشود، دام باز چین.»
خدای را بسی سپاس گزارم که این توفیق بزرگ را رفیق من کرد و نیز تهنیت می گویم سید و سالار شهیدان، حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السّلام را که چنین عاشقان و شیفتگانی در همه جای ایران اسلامی دارد. همچنین بر من است که شکر گزارم دعای مادرم را که این همراهی را از آن دارم و نیز قدردان همسرم باشم که دعایش همقدم راهم بود. سپاسگزارم لطف و نیک اندیشی هیئت امنای ساخت ضریح مطهر سید الشهداء علیه السّلام، به ویژه آقایان مجمود پارجه باف و حسین خلج را که مرا و دروبینم را لایق این سیر و سلوک حماسی دانستند. همچنین دوست و همراه خوبم، حمید آزادگان را درود می فرستم که در این سفر، از همدلی و همراهی با من و همگان هیچ دریغ نکرد.
السلام علیک یا ابا عبدالله … لا جَعلَهُ اللهُ آخرَ العَهدِ مِنّی لِزیارِتکُم.
امیر حسامی نژاد

دسته:

توضیحات

عکاس : امیر حسامی نژاد
ترجمه انگلیسی : محمد جواد معافی
ترجمه عربی : محمد علی المعدی
ناشر : انتشارات نقش
طراحی عنوان و جلد : مسعود نجابتی
مدیر تولید : ابراهیم سلیمانی
نوبت چاپ : اول ۱۳۹۳
شمارگان : ۳۰۰۰ نسخه
قیمت : ۷۰۰۰۰ تومان