نقد نمایشگاه “نا پیدا”

نقد دریچه ورود به عکس است و لازمه یک نقد منصفانه شناخت تمام خصوصیات عکاس و مجموع عکسهای به نمایش در آمده از لحاظ فیزیکی و نمایشی است .
پیام اصلی این نوشته بیان این واقعیت است که هیچ قطعیتی در نقد نیست ، هر چند می توان روی اصول پایه ای عکاسی از نور و ترکیب بندی و … اصرار ورزید و معیاری بر درستی و نادرستی آن داشت .
مجموعه عکسهای “نا پیدا ” در ناپیدای خود خواهد ماند . چرا که همیشه پیام عکس به تمامی انتقال پیدا نمی کند و معنای عکسها در ذهن مخاطبان متفاوت در حرکت خواهد بود که چیستی عکس عینی و واقعی هستند و دربارگی عکسها ذهنی .
در بخش توصیف فیزیکی نمایشگاه :
ابعاد عکسها و قاب پنجاه در هفتاد
و سی در چهل که در بعضی قاب ها کنار هم چیده شده اند .
بیانه نمایشگاه همراه با رزومه عکاس در بخش وردی نمایشگاه در سایز بزرگ جلب توجه می کند . فواصل و ارتفاع قابها و نوع چیدمان عکسها به اضافه پاسپارتو مناسب به زیبایی نمایشگاه افزوده است .
به نظر می رسد نمایشگاه به دو بخش کاملا مجزا تقسیم شده : بخش عکسهای خیابانی و صحنه آرایی شده که بخش چیدمان مربوط به دوران کرونا می باشد . عکسهای بخش اول به غیر چند عکس که در مترو برلین و بوداپست گرفته شده اکثرا در شاخه عکسهای خیابانی قرار می گیرند . هر چند همیشه تعریف مشخصی از عکاسی خیابانی ارائه نمی شود اما در یک تعریف دم دستی عکسهای که در خیابان گرفته می شوند عکسهای خیابانی هستند . به نظر می رسد عکاس برای مصداق های درونی خود و بیان ذهنیات خود در فضای متحرک ، دنبال معنای دهنی خود است .
عکسها در سیالیت معنا قرار دارند و بر اساس جا و مکان ، زمان و مخاطب و … معنای متفاوتی را صادر می کنند که از مخاطبی به مخاطب دیگر متفاوت است .
عنوان نمایشگاه » نا پیدا « و توضیحات بیانیه سوق مخاطب به سمت تحلیل معنای عکسها است تا فرم عکسها . هر چند تحلیل فرم و محتوا عکسها می تواند توامان صورت گیرد اما نام گذاری معنا گرایانه مثلا : زندان در زیر نویس عکسها بیان نوعی دیدگاه شخصی عکاس در ثبت عکسها می باشد که در جهت دهی و برداشتهای متفاوت معنا اخلال ایجاد می کند اما به طور حتم نمی تواند مانع نیز باشد .
تاکید بر فرم و محتوا در اکثر عکسها به خوبی نمایان است خاصه در عکسهایی که عنوان های معنا گرایانه به خود دارند . هر چند تاکید بر محتوا بیشتر است .
عکسهای خیابانی به خاطر عدم چیدمان و پویایی سوژه ها واقعیت واقعی خود را به نمایش گذاشته اند و پیداست که تمامی عکسها بدون دخل تصرف و چیدامان ثبت شده اند . چیدمان به هر نحوی در عکاسی خیابانی از ارزش عکاسی خیابانی خواهد کاست و اعتماد مخاطب را به عنوان بیننده و اعتماد عکاس را به عنوان نماینده وسیع جامعه عکاسی خیابانی از بین می برد .چشم های تربیت شده ، واقعی و چیدمان شده در یک عکس را می بیند حال این چیدمان به شکل محیطی باشد یا نرم افزاری .
قرار گرفتن در خیابانهای شلوغ هم انرژی عکاسی خیابانی را بالا می برد هم شانس شکارهای بیشتر را . واضح است که پنانسیل عکاسی خیابانی از شهری به شهری دیگر از خیابانی به خیابان دیگر فرق دارد . بیشتر عکسهای این مجموعه در خیابانهای خلوت تر عکاسی شده اند و به نظرم شانس گرفتن عکسهای خوبتر از بین رفته است.
کلیت عکسها به شکل سیاه و سفید ارائه شده اند . هم عکسهای رنگی و سیاه و سفید ارزش مند هستند . اما ارائه این مجموعه به شکل واحد سیاه و سفید از سردرگمی بینیده کاسته است و به ارتباط با بیننده کمک کرده است .

اشتراک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.