آموزش

تاریخچه عکاسی

تاریخچه عکاسی ( بخش دوم)

داگرئوتیپ

در حوالی سال ۱۸۳۷ داگر کم و بیش به پایان تحقیقات خود رسیده بود و راهی را که نی پیس برای برداشتن عکس آغاز کرده بود با ابداعات خود به آستانه استفاده عملی رسانده بود. یک لوحه سیمین داگرئوتیپ از این سال در دست است که گوشه ای از استودیوی نقاش را نشان می دهد و در آن اشیایی از جمله چند نقش برجسته گچی، یک نقاشی قاب شده و یک کوزه با پوششی از حصیر بافته شده دیده می شوند، این قدیمی ترین داگرئوتیپ بافته شده تا امروز است.

حالا این مسئله اصلی باقی مانده بود که داگر با اختراعش چه کند؟ قبل از هر کار داگر ایزیدور نی یپس مفلس را راضی کرد که در شراكتنامه تجدید نظر کنند. در متن جدید تصریح شد که مسیوداگر حقیقتا مخترع شيوه داگرنوتیپی است، و بعد قرار شد ترتیب نام های دو شریک در عنوان رسمی شرکت معکوس شود و نام داگر مقدم بر نام نی یپس قرار بگیرد. و بعد مقرر شد در اختراع داگرئوتیپی و هلیوگرافی در یک زمان اعلام شوند «تا نام نامی میسو ژ. نیسفور نی بپس چنان که بایسته است تا ابد در جوار این اکتشاف باقی بماند.» بعد اگر یک آگهی دستی چاپ کرد و در آن مردم را به پذیره نویسی سهام شرکتی برای بهره برداری از اختراع خود دعوت کرد ولی طرفی نبست. بیشتر مردم نسبت به این ادعا که هر کس خواهد توانست با صرف چند دقیقه وقت دقیق ترین عکس را از چشم انداز مورد نظر بگیرد» ناباور بودند. اقدام بعدی داگر این بود که از فرانسوا آراگو (F.Arago) رئیس رصدخانه پاریس دعوت کند به کارگاهش بیاید و شيوه برداشتن و ظهور داگرئوتیپ را از نزدیک تماشا کنند. آراگر که دانشمند مشهوری بود و به مسائل نور علاقه بسیار داشت چنین کرد و تحت تأثیر قرار گرفت. وی روز هفتم ژانویه ۱۸۳۹ گزارشی از این امر به فرهنگستان علوم فرانسه داد و گفت که اگر در ادامه تفحص خود از سودمند بودن و عملی بودن داگرئوتیب اطمینان حاصل کند، خرید این اختراع را به دولت فرانسه توصیه خواهد کرد. چند ماه بعد لایحه ای در این باره به مجلس نمایندگان و مجلس سنای فرانسه تسلیم شد و در مجلس پس از شنیدن گزارش دانشمندان و رویت نمونه های داگرئوتیپ قانع شدند و لایحه را تصویب کردند، قرار شد دولت فرانسه مادام العمر ۶۰۰۰ فرانک در سال به داگرو ۴۰۰۰ فرانک در سال به ایزیدور نی یپس بپردازد، و در عوض آن در پاکت لاک و مهر شده ای را که حاوی مفصل ترین و دقیق ترین توضیحات ممکن در مورد اختراع مذکور باشد تسلیم وزارت کشور کنند. دو هزار فرانک اضافی داگر برای این بود که رموز ديوراما را نیز برملا سازد و قرار شد که فرانسوا اراگو در یک جلسه مشترک فرهنگستان علوم و فرهنگستان هنرهای مستظرفه روز ۱۹ اوت ۱۸۳۹ جزئیات فنی شیوه داگرنوتیپی را فاش سازد.

علاقه مردم به کشف راز داگرئوتیپی بسیار زیاد بود و در روز موعود مردم کنجکاو از ساعت ها قبل از وقت به کاخ فرهنگستان هجوم آورده بودند. یکی از این علاقه مندان مارک آنتوان گردن (M.A. Godin) بود که گزارش دست اولى از ازدحام بیرون فرهنگستان از خود بر جای گذاشته است:

«اگر چه من دو ساعت قبل از وقت در محل حاضر شدم، مثل بسیاری از مردم دیگر اجازه ورود به تالار را نیافتم. من در کنار جمعیت مراقب اتفاقات بیرون بودم. در یکی از لحظات شخصی هیجان زده از تالار خارج می شود. مردم دورش حلقه می زنند و از او سوال می کنند. او به حالت تبختر آمیز شخصی که از همه جبر اطلاع دارد جواب می دهد که از این کار در موميا و روغن اسطوخدوس نهفته است. مردم پرسش های بیشتری می کنند ولی چون آن شخص اطلاع بیشتری ندارد خودمان از ناچاری صحبتمان را در باره مومیا و روغن اسطوخدوس ادامه می دهیم اندکی بعد جمعیت گرد فرد تازه وارد دیگری حلقه می زند که از شخص قبلی هیجان زده تر است، او بدون هیچگونه اظهار نظری به ما می گوید که کلید ماجرا در ید و جیوه است، سرانجام جلسه به پایان می رسد و راز برملا می شود.»

طرز تهیه دارگرئوتیپ به شرحی که در آن جلسه خود داگر عملا نشان داد و نیز به ترتیبی که در کتابحة دستورالعمل تالیف شخص داگر که روز بعد در پاریس انتشار یافت نوشته شده به شرح زیر است:

  1. صفحه نازک نقره را روی صفحه کلفت تری از مس لحیم می کنیم.
  2.  سطح نقره را صیقل می دهیم تا کاملا براق شود.
  3. صفحه نقره را در تاریکی در تماس با بخار ید قرارمی دهیم تا نسبت به نور حساس شود.
  4. لوحه آماده شده را در تاریکی در یک شاسی محفوظ از نور قرار می دهیم و شاسی را در دوربین می گذاریم.
  5. دوربین را روی سه پایه نصب می کنیم و در آفتاب به طرف هر شیئی که مایل باشیم قرار می دهیم.
  6.  در عدسی را بین ۱۵ تا ۳۰ دقیقه باز نگاه می داریم .

تصویر پنهانی را که روی لوحه ضبط شده است طی مراحل زیر ظاهر و تابت می کنیم:

الف. لوحه را در یک کابینت به صورت مایل (زاویه ۴۵ در جه) روی ظرفي قرار می دهیم که در آن مقداری جیوه را از زیر به کمک چراغ الکلی گرم کرده و به حرارت ۶۵ درجه سانتیگراد رسانده ایم.

ب. لوحه را به دقت زیر نظر می گیریم تا تصویر که از چسبیدن ذرات جیوه به نقره نوردیده پدید می اید کاملا قابل رؤیت شود.

ج. لوحه را در آب سرد فرو می بریم تا سطح آن سخت شود.

د. لوحه را در آب نمک (بعدا محلول ضعیف هیپو سولفیت سدیم) فرو می بریم تا تصویر ثابت شود.

ه. لوحه را اینک کاملا می شوییم تا عمل ثبوت متوقف شود.

داگرئوتیپ تصویر مثبتی بود که طی یک عمل در دوربین به صورت برعکس، همچون تصویری که در آینه دیده شود، پدید می آمد. اولین نمونه ها را در قطع «تمام صفحه» (حدودا ۱۶ در ۲۱ سانتیمتر ) می گرفتند. بیننده لوحه را در دست خود قدری می چرخاند تا زاوية تابش نور آن را به حداکثر وضوح برساند و در این حال اولین نکته ای که جلب توجه می کرد کثرت جزئیات ضبط شده در عکس بود.

این موضوع حتی در گزارش های مطبوعات نیز ذکر شده بود. مثلا در گزارشی که از جریان مذاکرات مجلس نمایندگان درباره لایحه خرید امتیاز داگرئوتیپی از طرف دولت فرانسه در یکی از نشریات وقت چاپ شد چنین می خوانیم:

« در یکی از عکس ها که بون ماری (Pont Marie) را نشان می داد تمام بست و بلندیها و برجستگیها و تقسيمات زمین و ساختمانها و کالاهای موجود در اسکله و حتی سنگریزه های زیر آب در کناره نهر و درجات متفاوت شفافیت آب با دقت و وضوحی باور نکردنی قابل رؤیت بود.»

خرید امتیاز داگرئوتیپی از طرف دولت فرانسه و انتشار جزئیات فنی آن «هدیه دولت فرانسه به مردم جهان»  به این معنی بود که هر کسی در هر کجا با تهیه وسایل آن می توانست به این شیوه عکسبرداری کند، و هجوم علاقه مندان به مغازه های عدسی تراشی و عینک فروشی در روزهای بعد از انتشار جزوه دستورالعمل داگر چنان شدید و وسیع بود که یکی از نشریات فکاهی فرانسوی آن را  (daguerreotypomanie جنون داگرئوتیپ) خواند و با کاریکاتور بر عرض و طولی مصور کرد. جزوه دستورالعمل ۸۰ صفحه ای داگر ظرف یک سال چندین بار تجدید چاپ شد و به زبانهای گوناگون از جمله انگلیسی و آلمانی و ایتالیایی و اسپانیایی و سوئدی و روسی ترجمه گردید. سیاحان و عکاسان بار سفر بستند و برای گرفتن داگرئوتیپ از نقاط تماشایی جهان به دوردست ترین نقاط سفرکردند، بسیاری از این عکس ها در سلسله انتشاراتی که نام «سیر و سفرهای داگری» (Excursions Daguerriennes) بر آنها نهاده شد به چاپ رسیدند.

مشکلی که بیشتر عکاسان اولیه با شیوه داگرئوتیپ داشتند طولانی بودن زمان نوردهی بود که عکسبرداری از اشخاص را دشوار و چشم انداز کوچه و خیابان را از عابران خالی می کرد. از همان آغاز، داگرو دیگر دانشمندان و علاقه مندان برای کوتاه کردن زمان عکسبرداری دست به کوشش زدند تا بلکه این مدت را به حدی که معقول و عملی باشد برسانند. این کوشش ها در سه جهت انجام گرفت.

۱) ساختن عدسی های بهتر و قوی تر

عدسی اولیه داگر، عدسی ساده هلالی شکلی از نوع ماهک محدب که جلو آن کوژ و عقب آن کار بود، عملا قدرتی در حد ۱۴ بیشتر نداشت. در سال ۱۸۴۰ در اتریش یوزف ماکس پتسوال (J.M.Petzval) طرحی برای عدسی مرکبی داد که وقتی تراشیده شد با قدرت امروزی ۳/۶ f به بازار آمد، یعنی با قدرت نورگیری ۱۶ برابر نسبت به اولین عدسی دوربین داگر.

۲) افزایش حساسیت لوحه سيمين 

بعضی از دانشمندان پیشنهاد کردند لوحه داگرئوتیپ پس از حساس شدن با بخار ید تحت تأثير هالوژن های دیگری قرار داده شود. از جمله جان فردریک گادارد (J.F. Goddard) دانشمند و فیلسوف انگلیسی دستورالعملی برای حساس کردن مجدد لوحه با بخار کلر نوشت. در بعضی موارد عکاسان به این شیوه و با استفاده از عدسی پتسوال موفق شدند عکس هایی از اشخاص بازمان نوردهی کمتر از یک دقیقه بگیرند.

۳) کوچک کردن لوحه

کوچک شدن لوحه باعث می شود که نور عدسی روی سطح کمتری متمرکز شود و از این رو در مقایسه با لوحه های بزرگتر با شدت بیشتری بتابد اندازه ای که برای پرتره معمول شد معادل یک چهارم لوحه اصلی داگر یعنی در حدود ۸ در ۱۱ سانتیمتر بود. در این اندازه شخص باز هم لازم بود چند دقیقه ای بی حرکت بنشیند تا عکسش گرفته شود. در استودیو تکیه گاهی برای سر تعبیه کرده بودند که به بی حرکت ماندن شخص در جلو دوربین کمک می کرد.

دولت فرانسه با خرید امتیاز داگرئوتیپی بهره برداری از این اختراع را به جهانیان هدیه کرده بود و رواج شگفت آور عکاسی در کشورهای مختلف جهان داستان مفصلی دارد و خود می تواند موضوع جُستار مستقلی باشد. داگر تا سال ۱۸۵۱ که زنده بود نشان ها و تقدیر نامه های فراوانی از سران کشورهای جهان دریافت داشت و با احساس رضایت نمونه های داگر ترتیب برداشته شده در اطراف و اکناف دنیا را تماشا می کرد.

گوشه ای از کارگاه نقاش، داگرئوتیپ اثر داگر

داگرئوتیپ در ایران

هرچند از اصل داگرئوتیپهای برداشته شده در ایران هیچ نمونه ای در حال حاضر در دست نداریم اما چگونگی برداشة شدن این عکس ها خوشبختانه به صورت مستند در چند ماخذ و کتاب تاریخی به ثبت رسیده است و استاد ذکاء با تقل همه این موارد جای هیچگونه شک و شبهه ای را در مورد حقیقت امر باقی نگذاشته اند. علاقه مندان به تاریخ عکاسی ایران اگر منابع تاریخ قاجاریه را بهتر می شناختند از همان روز اول می توانستند این مطالب را خودشان بخوانند.

حالا دیگر تقریبا مسلم است که ژول ریشار (J.Richard) فرانسوی، میرزا رضاخان ریشار بعدی معلم دارالفنون، اولین عکسهای داگرئوتیپ را در ایران برداشته است. حتی روز و ساعتش هم معلوم است.

اما اولین فرد ایرانی که در ایران به شیوه داگرئوتیپ عکس برداری کرد، و «شاید هم زودتر از ژول ریشار»، ملک قاسم میرزا شاهزاده قاجار است که در دوم جمادی الثانی سال ۱۲۲۲ به دنیا آمده و بیست و چهارمین پسر فتحعلی شاه محسوب می شود. داگرئوتیپ های این شاهزاده هم از میان رفته است ولی عکسی که از روی یکی از این داگرئوتیپ های برداشته شده موجود مرد ریشویی را نشان می دهد که با سر برهنه رو به دوربین روی صندلی نشسته است و به شی کوچکی که در دست دارد و ظاهرا یک ساعت بغلی است نگاه می کند تا دقایق تعیین شده برای نور دیدن لوحه سپری شود. عکس محور است و ما نمیدانیم محوی از داگرئوتیپ اصلی است و یا هنگام نقل تصویر به فیلم سیاه و سفید امروزی پیش آمده است. آنچه از وسایل عکاسی ملک قاسم میرزا در خانه او و نوادگان او در روستای شیشوان در آذربایجان در نزدیکی عجب شیر موجود بوده متأسفانه روز ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ ش. به غارت رفته و یا در آتش سوخته است.

استاد ذکاء و شهریار عدل مفصل ترین شرح حالی را که با استفاده از منابع موجود امکان داشته از ملک قاسم میرزا فراهم آورده اند و در جایی از آن اظهار نظر کرده اند که «شاید هم ملک قاسم میرزا بیش از ریشارخان در ایران عکس برداری کرده باشد.» فقدان دلایل مستند به ما اجازه اظهار نظر قطعی نمی دهد. آنچه مسلم است این است که این شاهزاده شخصیت بسیار جالبی داشته و پیوسته در صدد کسب معلومات تازه بوده، زبان فرانسه و بعد هم زبان انگلیسی و چند زبان دیگر از جمله روسی را آموخته بوده، قصد استخراج قند از چغندر را کرده، در پزشکی دست داشته ، گویا به فرنگستان سفر کرده بوده، و مسلما عکاسی هم می کرده است، اول به شیوه داگرئوتیپ و بعد هم به روش دیگری که کشف چند و چون آن موضوع تفحصات بعدی ما خواهد بود. شاید در جریان این تفحص بتوانیم نتیجه ای بگیریم که به روشن شدن موضوع قدری کمک کند. نقطه شروع جستجوی ما آلبومی است مضبوط در آلبوم خانه گلستان به شماره ۲۳۲ که آن را ملک قاسم میرزا در تاریخ شانزدهم رجب سال ۱۲۶۶ به ناصرالدين شاه ۱۹ ساله تقدیم کرده بوده است. استاد ذکاء این آلبوم را خودشان دیده و ورق زده اند، و تقدیم نامه آن را به شرح زیر رو نوشت برداری کرده اند: «پیشکش بنده آستان شهریاری ملک قاسم میرزا به تاریخ شانزدهم شهر رجب المرجب سنة ۱۲۶۶». آلبوم ۱۰۱ برگ دارد که تنها ۳۴ برگ آن مصرف شده و بقیه خالی است.

استاد ذکاء نوشته اند که ازعکس های ملک قاسم میرزا تنها هشت عکس و آلبوم باقی مانده است و عکس های دیگری در آلبوم گذاشته اند که متعلق به دوران های بعدتر است. از هشت عمل ملک قاسم میرزا دوتای آن منظره است (خوابگاه قصر و میدان ارگ) و شش تای دیگر عکس اشخاص به این شرح:

  • عکس یک کودک هشت نه ساله به شیوه استرئو۔ کوبیک، یعنی دو عکس کم و بیش مشابه در کنار هم، برای تجسم سه بعدی در دستگاه «جهان نما»
  • عکس سلطان الذاکرین اصفهانی و پسرهایش
  • عکس عبدالمحمد میرزا یا محمد علی خان
  • عکس علیرضا خان عضدالملک
  • عکس آقا اسمعیل پیشخدمت باشی سلام
  • عکس آقا عباس پیشخدمت

استاد ذکاء که این عکس ها را در کنار بقیه عکس های همین آلبوم و آلبوم های مشابه دیده اند گمان نبرده اند که عکس ها به شیوه ای جز كولوديون، یعنی تهیه نگاتیو روی شیشه و بعد تهيه چاپ عکس مثبت روی کاغذ (شيوه مرسوم بیشتر عکس های نیمه اول دوران ناصری) تهیه شده باشد. اما اشکالی در این گمان هست که وقتی تاریخ تقديم آلبوم را به تاریخ اروپایی تبدیل کنیم متوجه آن می شویم. ۱۶ رجب ۱۲۶۶ دقیقا برابر است با ۲۸ مه ۱۸۵۰ و چنانکه در تاریخ های عکاسی جهان نوشته اند استفاده از کولودیون در عکاسی زودتر از سال ۱۸۵۱ معمول نگشت. مخترع این شیوه فردریک اسکات ارچر (F.Sarcher) پیکر تراش انگلیسی دستورالعمل های لازم را  برای کاربرد آن را طی دو مقاله در نشریه (سیمیدان) در آخرین شماره سال ۱۸۵۰ و شماره مارس ۱۸۵۱  در اختیار علاقه مندان عکاسی گذاشت و از آن پس این شیوه به سرعت در جهان رواج یافت.

پس ملک قاسم میرزا در ایامی قبل از رجب ۱۲۶۶ نمی توانسته است با استفاده از شیوه كولوديون عکس های مورد بحث را گرفته باشد. و اگر عکس ها را به شیوه كولوديون نگرفته و چاپ نکرده به چه شیوه دیگری این کار را انجام داده است. حاصل داگرئوتیپی که در هر نوبت تنها یک لوحه منحصر به فرد است و بس. پاسخ ظاهرا یکی از شیوه های نگاتیو کاغذی است و پیش از آنکه به تفحص خود در کار ملک قاسم میرزا ادامه دهیم باید مکثی کنیم و در تاریخ عکاسی جزئیات مربوط به نگاتیوهای کاغذی تالبوت و دیگران را مرور کنیم.

نگاتیوهای کاغذی

هنری فاکس تالبوت یا به تلفظ دقیق تر تول بت ( .H.F Talbot ) دانشمند و ریاضیدان انگلیسی نیز به اندازه نی یپیس و داگر به گردن دوستاران عکاسی حق دارد، چون در اختراع عکاسی سهیم است، سهم او کشف شیوه عکاسی نگاتيو / پوزیتیو (منفی /مثبت) است و صفحه ای که برای ثبت تصویر منفی در دوربین و بعد پدید آوردن تصویر مثبت از روی تصویر منفی در کارگاه به کار می برد چیزی جز ورقه های کاغذ نبود.

تالبوت از سال ۱۸۳۲۳ به فکر ثبت تصویر روی کاغذ در دوربین «جعبه تاریک» افتاد و بدون اطلاع از تحقیقات دیگران تجربیات خود را در انگلستان آغاز کرد. ورقه های کاغذ را ابتدا در محلول رقیقی از نمک طعام خیس می کرد و بعد که کاغذ خشک می شد، دوباره آن را در محلول غلیظی از نیترات دارژان (سنگ جهنم) غوطه می داد. نیترات نقره و کلرور سدیم در کاغذ با هم ترکیب می شدند و کلرور نقره را پدید می آوردند که آن هم ماده ای است حساس به نور تالبوت در آغاز تجربیات خود، اشیایی مثل برگ یا شاخه گل یا پر با پارچه نوری را روی کاغذ حساس شده می گذاشت،  یک جام شیشه روی آن قرار می داد و این مجموعه را در معرض تابش آفتاب می نهاد. بعد از دقایقی سطح کاغذ شروع به تیره شدن می کرد، جز قسمت هایی که حضور شی مانع رسیدن نور آفتاب به کاغذ بود. بعد تالبوت کاغذ نور خورده را در محلول نمک طعام یا محلول دور پتاسیم می شست؛ از این راه حساسیت باقیمانده کاغذ ضعیف می شد، هر چند که کاملا از بین نمی رفت. تالبوت نقش های منفی به دست آمده را طراحی های «نورزاد» ( Photogenic drawings ) نام نهاد. روش «ثبوت» تالبوت در این دوره به اندازه کافی مؤثر نبود و بیشتر این نوع طراحی های اولیه از امروز محو شده اند و تنها امضای او روی ورقه کاغذ حاوی نقش باقی مانده است.

بعد تالبوت آزمایش های خود را به دوربین «جعبه تاریک» گسترش داد. و چون تصویرهای به دست آمده ضعیف و بی رمق بودند اندازه دوربین های خود را به تدریج کوچک و قطر عدسی ها را بزرگ کرد و از این راه نتایج بهتری گرفت. یکی از این عکس ها که در سال ۱۸۳۵ برداشته شده و اینک در موزه علوم بریتانیا محفوظ است نگاتیوی است با طول و عرض حدود ۲/۵ سانتیمتر که یکی از دریچه های مشبک خانه اش را در نزدیکی شهر بات (Bath)  نشان می دهد. تالبوت نگاتیو را روی قطعه مقوایی چسبانده و کنار آن نوشته است: «پنجره مشبک (با کمرا آبسکورا) در اول که گرفته شده بود قطعات شیشه را که تعدادشان به ۲۰۰ می رسد می شد با ذره بین شمرد.»

تالبوت تعدادی دوربین کوچک قوطی شکل یا به گفته همسرش «تله موش» فراهم آورده بود که در روزهای تابستان آنها را در باغچه خانه رو به اشیا مختلف می گذاشت و در پوش عدسی ها را بر می داشت. پس از گذشت نیم ساعت (در یادداشت هایش می خوانیم) دوربین ها را جمع می کردم و به داخل خانه می آوردم. دوربین ها را که باز می کردم در داخل هر کدام عکس کوچولویی از شی ای که دوربین در جلو آن قرار داده شده بود وجود داشت.»

بعد در آغاز سال ۱۸۳۹، فرانسوا آراگو گزارش کار داگر را به فرهنگستان علوم فرانسه داد و نشر این خبر، در مطبوعات تالبوت را تکان داد. تالبوت احساس کرد نتیجه زحماتش دارد به باد می رود چون ممکن بود شیوه کار داگر با شیوه خودش شده عينا یکی باشد. تالبوت تصمیم گرفت برای آنکه حقی برای خودش ایجاد کرده باشد او نیز هر چه زودتر گزارشی از نتیجه تحقیقاتش به انجمن سلطنتی علوم بریتانیا بدهد، روز د” ژانویه ۱۸۳۹ مایکل فارادی (M. Faraday) نمونه عکس های تالبوت را به اعضا نشان داد و در جلسه۳۱ ژانویه رساله او را که عنوانش« شمه ای در باب فن طراحی فتوژنبک» بود قرائت کرد.

سر جان هرشل (Sir J. Herschel ) دانشمند معروف که از شنیدن گزارش کارهای داگر و تالبوت کنجکاوی علمی اش تحریک شده بود تصمیم گرفت آزمای شها را مستقلا تکرار کند. در دفتر یادداشت روزانه اش در مطلب روز ۲۹ ژانویه چنین می خوانیم: «ظرف چند روز گذشته پس از شنیدن خبر اختراع سری داگر و اینکه فاکس تالبوت هم به کشف مشابهی رسیده است آزمایش هایی انجام دادم … لازمه کار سه چیز است: (۱) کاغذ بسیار حساس، (۲) دوربین بسیار کامل، (۳) وسيلة متوقف ساختن ادامه عمل». هرشل نیز جون تالبوت کاغذ را با املاح نقره حساس کرد. از دوربینش چیزی نمی دانیم ولی روشی که برای متوقف ساختن ادامه عمل به کار برد تأثیر بسیار زیادی در آینده عکاسی در جهان داشت. وی در سال ۱۸۱۹ کشف کرده بود که هیپو سولفیت سدیم املاح نقره را در خود حل می کند. وی اینک کاغذ نور خورده را در محلول هیپو» (که نام دقیق علمی آن اکنون تیوسیانات سدیم است) فرو برد و نتیجه کار عالی بود. روز بعد تالبوت که به دیدار هرشل رفت از این امر مطلع شد و در نامه ای که با موافقت هر شل به فرهنگستان علوم فرانسه نوشت موضوع را به اطلاع اعضای فرهنگستان رسانید. نامه در خبرنامه فرهنگستان چاپ شد و داگر فورا استفاده از هیبو را به شیوه کار خود افزود و از آن پس همه شیوه های عکاسی از آن برای ثابت کردن تصویر سود جسته اند.

اولین طرح های فتوژنیک تالبوت هم از نظر سایه روشن معکوس بود ( به قول فارادی «جاهای روشن همه تاریک هستند و مایه ها همه روشن») و هم از نظر چپ و راستی بر عکس، در ماه فوریه همان سال تالبوت چاره ای برای این مشکل اندیشید. «اگر عکس به دست آمده را اول طوری حفظ کنیم که تحمل تابش آفتاب را پیدا کند بعدا می توانیم خودش را به صورت شی ای که قرار است کپیه شود مورد استفاده قرار بدهیم، به وسیله عمل دوم نقاط روشن و سایه ها به حالت اولیه خود برگردانده می شوند.» هر شل تصویر معکوس اصلی را نگاتیو ( منفی) نامید و کپی، دوباره بر عکس شده را پوزیتیو (مثبت). این دو اصطلاح از آن پس در همه کشورهای جهان رایج شدند.

حسن اختراع فاکس تالبوت در مقایسه با داگرئوتیپی آن بود که از روی یک نگاتیو امکان داشت هر تعداد نسخه مثبت که بخواهند تهیه کنند؛ در حالی که هر داگرئوتیپ نسخة منحصر به فرد بود. از طرف دیگر داگرئوتیپی تصویر بسیار دقیقی پدید می آورد و نگاتیو کاغذی تالبوت تصویری که به گفته هرشل «چیزی جز مه گرفتگی نیست.»

در فوریه ۱۸۴۱ تالبوت شیوه عکسبرداری منفی/ مثبت خود را که تکمیل تر کرده و نام کالوتایپ (calotype) را بر آن نهاده بود (وی بعدا به اصرار دوستانش این نام را به تالبوتایپ [talbotype] تغییر داد) در اداره ثبت اختراعات بریتانیا به ثبت رسانید. تفاوتی که روش جدید داشت کوتاه شدن زمان نوردهی در دوربین بود. در ابتدا تالبوت آنقدر در دوربین به کاغذ نور می داد که تصویر نمایان شود. اینک کشف کرده بود، همانطور که داگر کشف کرده بود، که حتی با زمان نوردهی بسیار کوتاهتری می توان تصویر کاملا رضایت بخشی به دست آورد، مشروط بر اینکه وقتی کاغذ ظاهرا سفید را از دوربین خارج می کنند ( که در عین حال در همان وقت حاوی یک تصویر پنهان [latent image ]  است) آن را در «حمام ظهور» بیاورند. از این راه در روزهای کاملا آفتابی تالبوت گاه عکس هایی می گرفت که زمان نوردهی آن از ۳۰ ثانیه تجاوز نمی کرد.

تالبوت در روش جدید کاغذ را ابتدا با محلول نیترات دارژان و بعد با محلول یدور پتاسیم می آغشت، یدورنقره به دست آمده وقتی در محلول سومی که مخلوطی از اسید گالیک و نیترات دارژان بود و تالبوت آن را «گالونیترات نقره» می خواند فرو می رفت حساسیت به نور زیادی پیدا می کرد تالبوت پس از گرفتن عکس کاغذ نور خورده را در محلول اخیر دوباره شست و شو می داد و تصویر تدریجا ظاهر می شد. تالبوت عمل ثبوت را در دو مرحله انجام میداد: اول، فرو بردن عکس در محلولی از برومور پتاسیم و بعد در محلول داغی از هيبوسولفیت سدیم، عمل چاپ مثبت را تالبوت روی کاغذ آغشته به کلرور نقره انجام می داد.

شیوه عکاسی تالبوت در انگلستان به علت محدودیتی که از به ثبت رسیدن کالوتایپ / تالبوتایپ ناشی می شد رواج چندانی نیافت ولی در اسکاتلند (که خارج از حوزه قضایی انگلستان بود) و فرانسه مورد استفاده وسیع تر قرار گرفت و عکس های تاریخی چندی که حاصل کار عکاسان پیشگام اسکاتلندی و فرانسوی با نگاتیوهای کاغذی است علاوه بر عکس های خود تالبوت از این دوران برجای مانده است. دستاورد معروف تالبوت چاپ و انتشار کتاب مداد طبیعت (The Pencil of Nature ) است (از بهار ۱۸۴۴) که هر نسخه آن حاوی ۲۴ عکس (عکس اصلی چاپ شده به شیوه عکاسی) از بناها، مجسمه ها، طبیعت بیجان و صحنه هایی از اطراف خانه تالبوت بود.

در فرانسه از جمله کسانی که به شیوه کالوتایپ کار می کردند و در اصلاح آن کوشیدند لویی دزیره پلانکار – اورار ( L.D, Bluguurt – Erand)  بود که در سال ۱۸۴۷ توانست در اعمال شیمیایی کالوتايب تغییراتی بدهد که حاصلش اشباع شدن بهتر الیاف کاغذ از املاح نقره و در نتیجه تفکیک بهتر رنگمایه های خاکستری عکس از یکدیگر بود. پیشرفت دیگری در این راستا زمانی حاصل شد که گوستاو لو گره G.Le Gray)) نقاش فرانسوی روش استفاده از کاغذ مومی را برای تهیه نگاتیو پیشنهاد کرد. موم سفید و قند استحصال شده از شیر و آب برنج و جوهر سرکه، علاوه بر یدور آمونیوم و برومور پتاسیم و نیترات دار ژان از جمله مواد غریبی بود که در مراحل مختلف آماده کردن کاغذ به کار برده می شد. یکی از محاسن این روش آن بود که کاغذ حساس شده به هر دو صورت تر و خشک قابل استفاده بود، و علاوه بر آن الیاف کاغذ به علت شفاف شدن کاغذ کمتر خودشان را روی عکس نشان می دادند.

نگاتیو کاغذی در رساله های عکاسی ایران

در میان شانزده رساله و کتاب قاجاری در باب عکاسی که استاد ذکاء بررسی کرده اند مبحث نگاتیو کاغذی در دو رساله مطرح می شود: کتاب فوتگرافی اثر مؤلف ناشناخته (تأليف شده پیشتر از ۱۲۷۴ ه. ق.) و رساله عکس میرزا محمد کاظم (۱۲۸۰ ه. ق.) که هر دو قدیمی ترین آثاری هستند که به زبان فارسی درباره عکاسی نوشته شده اند. در کتاب فوتگرافی تنها یک روش عکس برداری توصیف شده است و بس. و آن، استفاده از نگاتیو کاغذی است، در حالی که بیشتر رساله محمد کاظم به روش های مختلف تهیه كولوديون تر اختصاص دارد.

————————————

پی نوشت:

تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران، یحیی ذکاء ،سال ۱۳۷۶، انتشارات علمی فرهنگی

————————————

تهیه و تنظیم : ریحانه بخشی 

برای دیدگاه ها کلیک کنید

جوابی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محبوب ترین

بالا