قم در انقلاب اسلامی ۱۳۵۷

سخن مؤلف:
در خانواده ای با گرایشات سیاسی و مذهبی متولد و بزرگ شدم. پدرم کاسبی متوسط بود اما در مسائل اجتماعی بسیار فعال بود و به خاطر فعالیت های سیاسی اش از ظهر پانزده خرداد ۴۲ از شهر فرار کرد و بیش از سه ماه در روستاهای اطراف ساوه مخفی بود؛ همین موضوع، گرایشات سیاسی را در خانوادۀ ما تشدید کرد. در نوجوانی، با به وجود آمدن یک فرصت تاریخی در سال های ۵۴ و ۵۵ با کتاب های دکتر شریعتی که با نام های مستعار علی مزینانی سبزواری و…منتشر می شد آشنا شدم. نسل مذهبی و جوان آن سالها، سرشار از شور انقلابی بود. وقتی در مراسم فوت مشکوک آقا مصطفی خمینی در پائیز ۵۶ در مسجد اعظم قم، بسیاری از همکلاسی ها و دوستان و حتی معلم دبیرستان را دیدم و شگفت زده شدم چرا که انقلاب در اندیشه ها نفوذ کرده بود و دیگر تغییر رژیم، فکری دست نیافتنی جلوه نمی کرد، وقتی در دیماه ۵۶ رژیم در روزنامه اطلاعات به امام خمینی ره اهانت کرد. انقلاب شعله کشید؛ انقلابی که دیگر قابل کنترل و سرکوب نبود زیرا ملت با تمام استعداد تاریخی و ذاتش به میدان آمد و دیدیم آنچه را که اتفاق افتاد. در خانۀ جوانان هلال احمر لوبیتل دو داشتم اما کم کم خبرش های انقلاب اسلامی و به فکر افتادم از انقلابی، مجالی برای تاریکخانه ای دربست کرده آن بایستم، فیلم ها را داخل کاسه ای لعابی با دارویی که تنظیم می نمودم، به ظهور می رساندم، به همین علت، تماس با دیوارۀ کاسه خراش برداشته است در همین لابراتوار کوچک، عکس امام را که از یک عکس قدیمی کپی کرده بودم، تکثیر کرده و در چهلم آقا مطفی خمینی در مسجد اعظم پخش نمودم. در حدود سی حلقه عکس سیاه و سفید از رویدادهای انقلاب در قم و تهران تهیه کردم که از سال ۵۶ تا روز رأی به جمهوری اسلامی را در دوازده فروردین ۵۸ را دربرمی گیرد. که تعداد یکصد و پنجاه عدد آن در این کتاب چاپ شده است. از دویست عزیزم آقای ابولقاسم خوشرو به خاطر در اختیار گذاشتن تصاویر بازگشائی فیضیه- صفحه ۶۹ و ۷۶ بسیار تشکر می کنم. همچنین از آقای سید محمود حسینی مدیر عامل شرکت تعاونی ناشران قم و ابراهیم سلیمانی که با همفکری آنها این کتاب شکل گرفته صمیمانه تشکر می کنم.
امید است انتشار این تصاویر که در سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی انجام می شود. تجدید خاطره ای باشد با روزها و آرمان های انقلاب اسلامی و صاحبان اصلی یعنی مردمی که به امید زندگی بهتر و با رعایت قوانین اسلامی به میدان آمدند و تا امروز هزینه های آن را پرداختند
قم در مسیر تاریخ
اهمیّت امروزترین قم در تاریخ سیاسی و مذهبی ایران را می توان تجدید حیات این شهر در تاریخ شیعه دانست در حدود ۹۲ هجری قمری وقتی اعراب اشعری که از مسلمانان معتقد و شیعۀ کوفه بودند، با دولت امومی اختلاف پیدا کردند، از کوفه حرکت کرده و به سمت ایران مرکزی آمدند و پس از استقبال مردم قم، در کنار مزارع اطراف مستقر شدند. زمین هایی برای کشاورزی آنها اختصاص یافت و همین موضوع بر تعداد مهاجرین افزود. پذیرش دین اسلام به وسیله اهالی بومی قم، روابط گرمی بین مهاجرین و اهالی بومی پدید آورد و کم کم شهر در مجاورت ده باستانی ممجان- یکی از روستاها در مرکز طسوج سراجه که بعدها در مرکز شهر قرار گرفت- شکل گرفت. با شهرت قم به نام شهری وسیع و پس از دفن حضرت فاطمه معصومه «س» در ۲۰۱ ه .ق به زودی آن را شهری مستقل ازمنطقۀ جبال حکومت عباسی شناختند و با ظهور محدثان و عالمان بسیار، قم به مرکز علمی و فقهی بزرگ شیعه در جهان اسلام در آمد. اختلافات مذهبی و سیاسی اهل قم با حکومت عباسی و درگیری با فرستادگان حکومت همواره وجود داشته است؛ به همین دلیل اولین مسجد جامع شهر، به این دلیل که مردم، نمایندۀ خلیفه را به شهر راه ندادند. در بیرون دروازه شهر احداث گردید ولی بعدها که خلیفه، والیان شیعه را به قم می فرستاد، تا حدودی رابطۀ مردم با حکومت ترمیم شد و مسجد جامع بزرگی در کنار هستۀ مرکزی شهر ساخته شد که همین مسجد جامع فعلی در منطقۀ دروازه ری می باشد. قم در دورۀ آل بویه به دلیل گرایش آنها به تشیع، مورد توجه قرار گرفت و به دلیل اهمیت روز افزون قم، بعضی مقامات دولت سلجوقی در عمران آن کوشیدند. کتاب تاریخ قم بوسیلۀ استاد ابو علی حسن محمد بن الحسن قمی در سال ۳۸۷ ه. ق نوشته شد. این کتاب اطلاعات ارزشمندی درباره قم در اختیار ما قرار می دهد. مسجد جامع قم و اولین بنای رفیع ساخته شده بر مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه س بوسیله میرابوالفضل عراقی وزیر طغرل سلجوقی در سال ۴۴۷ ه. ق احداث شد.
قم در جریان حملۀ مغول غارت شد و سالها طول کشید تا خرابی های آن مرمت گردد. قم در قرن هشتم ه. ق بوسیله حاکمان محلی مقتدری به نام خاندان آل صفی اداره می شد. آثار برجای مانده از این دوران نشان دهندۀ همت والای حاکمان و آرامش قم در این زمان است. خاندان آل صفی با ایجاد ارتباط با دولت های بزرگ، قدرت خویش را در این شهر حفظ می کردند. اگر چه شهر قم و بارگاه مقدس حضرت معصومه س در قرن های هشتم و نهم نیز مورد توجّه پادشاهان آق قویونلو بود اما با رسمیّت یافتن مذهب تشیع، پس از استقرار دولت صفوی از اهمیّت بسیاری برخوردار شد. صفویان در توسعۀ حرم مطهر و تجدید بنای گنبد آن اقدامات بسیاری انجام دادند. ایوان زیبای شمالی و درب ورودی صحن شمالی حرم، متعلق به نیمۀ اول قرن دهم هجری است. پادشاهان صفوی، بسیار به زیارت قم می آمدند و تعدادی از آنها نیز در جوار حرم مطهر به خاک سپرده شدند. در زمان فتنۀ افغان ها و روی کار آمدن دولت قاجار، نیز خسارات بسیاری به قم وارد آمد. حاکم قم که از یاران کریم خان زند بود، حاضر نشد به ولی نعمت خویش خیانت کند و دروازه های شهر را بر روی خان قاجار نگشود و همین امر موجب شد وقتی خان قاجار را بر شهر مسلط گردید، آسیبهای بسیاری به شهر قم و مردم وارد آورد. فتحلی شاه و دیگر پادشاهان قاجاریه به جبران خسارت آغا محمدخان در عمران و آبادی قم و بارگاه حضرت معصومه س کوشیدند که آثار هم اکنون موجود است که می توان از طلاگذاری گنبد ایوان شمالی ، توسعۀ مدرسۀ دارالشفا، احداث ایوان غربی معروف به ایوان آینه و صحن جدید نام برد.
در جریان نهضت مشروطه نیز دوبار قم، محل تحصن معترضین قرار گرفت.
پایتخت شدن تهران بوسیلۀ قاجاریه و موقعیت مذهبی و جغرافیایی قم و قرار گرفتن آن در مسیر راه های اصلی مراسلانی کشور، باعث گردید تا در اواخر دولت قاجار طائفه های زیادی به قم مهاجرت کنند و ترکیب جمعیتی شهر را تغییر دهند.
و در سال ۱۳۲۰ ه.ق، آیت الله حائری یزدی به تأسیس حوزۀ علمیۀ در قم اقدام نمود و دورۀ تازه ای از حیات سیاسی و مذهبی در این شهر پدید آمد و همین امر، موجب شد تا دورۀ جدید را دورۀ تجدید حیات علمی قم، قلمداد کنند. زیرا مجددا قم به مرکزیت علمی شیعه درجهان اسلام در آمد.
حوزۀ علمیۀ قم تا زمان آیت الله بروجردی، به لحاظ توسعۀ مدارس و مساجد و کتابخانه، رشد چشمگیری نمود و روابط مسالمت آمیزی نیز بین علما و حکومت برقرار بود، پس از شکست نهضت ملی و سرکوب ملیون، مردم گرایش بیشتری به سمت مرجعیت شیعه پیدا کردند.
پس از رحلت آیت الله بروجردی در سال ۱۳۴۰ ه. ق، تجربیات تلخ ما بین مردم و حکومت مانند مسئلۀ کودتای رضاخان، کشف حجاب، شهریور ۲۰، کودتای ۲۸ مرداد و سرکوب دولت مصدق و نهضت ملی شدن نفت موجب گردید که مردم در اطراف آیت الله خمینی که گفتمان انتقادی تری نسبت به حکومت داشت، جمع شدند. وقتی روح الله خمینی در سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ طی سخنرانی شدید الحن به حکومت حمله کرد و رژیم به سرکوب روحانیت و مردم و سپس تبعید امام خمینی اقدام نمود، گام جدی در جدایی مردم و حکومت برداشته شد و قم که صحنه اصلی اعتراضات و سرکوب ۱۵ خرداد بود، اهمیت سیاسی بسیاری یافت. حوادث ۱۵ خرداد نشان دهندۀ رابطه عمیق بین مرجعیت شیعه و مردم قم و نقش تاریخی آنها در نهضتی است که بعدها انقلاب اسلامی نام گرفت.
بین سالهای ۱۳۴۳ تا شروع انقلاب اسلامی در ۱۳۵۶، سکوتی سنگین بر جو اجتماعی حاکم بود و اگرچه اعتراضات دانشگاهی و حوزوی انقلابی در جریان بود، اما به جنبش اجتماعی بدل نشد. با مرگ مشکوک علی شریعتی در خرداد ۵۶ و انتشار کتب او با نام های مستعار سبزواری، مزینانی و غیرو، اندیشه های شیعی دستمایه اعتراضات قرار گرفت و بین رفتار انقلابی و اندیشۀ شیعی، تعاملی بی نظیر در افکار جوانان پدید آورد و هر روز آتش انقلاب در ذهن و دل جوانان برافروختهتر می شد. در مراسم عاشورای حسینی سال ۵۶ دسته های عزاداری درکنترل مأمورین ساواک بود. اما بعضی از این دسته های کوچک که بیشتر سینه زن و از جوانان بودند، شعارهای تندی سر می دادند اما مامورین متوجه شدند و آنها را متفرق کردند و برخی از آنها دستگیر شدند.
در مراسم رحلت مشکوک آقا مصطفی خمینی به علت خفقان فضای موجود، سخنرانان از او به عنوان سید مصطفی موسوی نام بردند زیرا ذکر نام خمینی ممنوع بود اما رشد اندیشه های انقلابی چنان سرعت داشت که در مراسم چهلم او در تاریخ دهم آذر ماه ۵۶، در مسجد اعظم، شبستان و حیات مملو از جمعیت بود و برای اولین بار نام امام خمینی به سر منبر برده شد و با صلوات انبوه جمعیت متشکل از روحانیون و اقشار مختلف مردم قم، به خصوص جوانان دانشجو و دانش آموز همراه شد. درست چهل روز بعد وقتی رژیم در روزنامۀ اطلاعات به مناسبت ۱۷ دیماه- سالگرد کشف حجاب- به امام اهانت کرد. طلاب جوان و دانشجویان به میدان آمدند و قم در کانون توجه ایران وجهان قرار گرفت. طلاب و اقشار مختلف مردم جهت اعتراض به منزل علمای عظام مراجعه نمودند و به سخنان آنان گوش دادند. و آیات عظام مکارم شیرازی و نوری همدانی و وحید خراسانی…..و انزجار خود را از این اقدام رژیم اعلام کردند.
اولین درگیریها در بعد ازظهر ۱۹ دیماه در ابتدای خیابان صفائیه و چهاراه بیمارستان قم به وقوع پیوست. زیرا عوامل رژیم برای ایجاد تشیع ابتدا شیشه بانک را شکسته و بعد به بهانۀ آن به جمعیت حمله کردند و جو را ناآرام و درگیری آغاز شد. با شلیک اولین گلوله ها، مدارس اطراف، متشنج و کلاس ها تعطیل شد. به دستور ساواک، در مدارس را بسته بودند تا از هجوم دانش آموزان به خیابان جلوگیری شود. دبیرستان حکیم نظامی در نزد یکی مرکز تظاهرات بود و دانش آموزان به سمت در هجوم برده و آن را شکسته و به خیابان آمدند، انقلابیون در سر کوچه های منتهی به خیابان های صفائیه، ارم، چهارراه بیمارستان مدرسه و پل حجّته ضمن شعار دادن به سوی نیروهای امنیتی، سنگ پراتی کردند و برای اولین بار با شعار مرگ بر شاه و درود بر خمینی در فضا طنین انداز شد. درحوادث ۱۹ دیماه نزدیک به بیست نفر زخمی شدند که شش نفر آنها، به شهادت رسیدن، اگر چه برای مدت کوتاهی، جو و فضای شهر آرام شد، اما به زودی در چهلم شهدای قم، دوباره درگیریهای آغاز شد، در مراسم سالگرد شهید محمد رضا فاطمی و محمد علی موحدی که از دانشجویان مبارز قمی بودند که به دستور رژیم، اعدام شاه بودند، در مسجد امام حسن برگزار گردید و سخنران با لحن شدیدی به رژیم حمله کرد. مأموران، به فرماندهی افاضلی- عضو ارشد نیروهای امنیتی قم مردم عادی را از مسجد خارج کرده و با بستن درهای مسجد با چوب و باتوم به جان انقلابیون افتادند و عده ای را نیز دستگیر نمودند. مدرسۀ فیضیه که در تاریخ ۱۵ خرداد ۵۴ پس از درگیرهای شدید بیش آمده بین روحانیون و نیروهای امنیتی به مناسبت سالگرد ۱۵خرداد و چند روز طول انجامید و انعکاس بسیاری یافت، بسته شده بود. در روز ۱۲ فروردین ۵۷، در حین مراسم تشیع جنازه آیت الله میرزا ابو الفضل زاهدی قمی در موقعی که جمعیت به سوی حرم در حرکت بودند، جلوی مدرسۀ فیضیه تجمع کرده و با فشار درب مدرسه را گشودند.
از ۱۹ دیماه ۵۶ تا آخر تابستان ۵۷ حوادث مشابهی با افت وخیز بسیار قم در جریان بود اما کم کم خیابان چهارمردان قم به کانون اصلی درگیریها تبدیل شد زیرا کوچه های باریک و بی انتهای آن، راه فرار مناسبی برای معترضین بود. رژیم هیچگاه حتی در شب های حکومت نظامی، قادر به کنترل آنجا و برقراری سکوت در این محلات نشد و همواره می شد آخرین اعلامیه ها و اخبار را بر دیوارهای این کوچه ها مشاهده کرد. در چهلم شهدای یزد در ۱۹ اردبیهشت ۱۳۵۷ درگیریها شدت بسیاری داشت به حدی که خیابان های خاکفرج، نیروگاه، ارک و صحنۀ تظاهرات پراکنده و درگیری بود و دست کم چهار نفر در این حوادث به شهادت رسیدند. خبر این درگیریها که با پرتاب بمبهای دست ساز آتشزا و سنگ به مراکز دولتی همراه بود، بازتاب گسترده ای در رسانه های داخلی و خارجی داشت. دولت نیز طی اعلامیه ای که از رسانه ها به آن اشاره کرد و از سرکوب های بیشتری خبر داد. تظاهرات با به آتش کشیدن بانک ها و بعضی مراکز مهم همراه بود.
در روز ۱۳ شهریور ۵۷ در پایان مراسم نماز عید فطر کماندوها در ابتدای خیابان چهارمردان درگیری های به وقوع پیوست. نزدیک ساعت ۱۱ صبح شیخ علی به «شیخ سنگ قلاب» که در روزهای اخیر با صورت پرتاب سنگ چند نیروی امنیتی را زخمی کرده بود با گلوله به شهادت رسید.
واقعۀ ۱۷ شهریور تهران، فصل تازه ای در انقلاب اسلامی زیرا پس از ۹ ماه، موج اعتراضات خیابانی به تهران رسید تا توجه رژیم از قم و مناطق دیگر کشور به تهران این تاریخ، قم، دوران نسبتا آرامی را می گذراند. طی ۵۷ حوادث انقلاب، شامل تظاهرات عمومی بود که می شد و حملات انقلابیون، شامل پرتاب سه راهی و تیراندازی به عوامل رژیم بود که هر روز ابعاد بیشتر، در بعضی از این حوادث، چند تن ازنیروهای عمومی که معمولا امام خمینی و یا قبرستان بقیع- زیرا تعدادی از شهدا به خاک سپرده بودند- انجام می شد، عبارت بود از پزشکی و کشاورزان و اهالی روستاهای اطراف انقلاب اسلامی و روز تاسوعا و عاشورا در ۲۰ آذر ۷ منحصر به فردی را در حوادث مختلف انقلاب اسلامی روزها رژیم، عوامل خود را از سطح شهر جمع می کرد پیش نیاید. حتی در چند مورد وقتی تظاهرات از خارجی داشت. دولت نیز طی اطلاعیه ای که از رسانه ها پخش شد، به آن اشاره کرد و از سرکوب های بیشتری خبر داد. بیشتر این تظاهرات با به آتش کشیدن بانک ها و بعضی مراکز مهم دولتی همراه بود.
در روز ۱۳ شهریور ۵۷ در پایان مراسم نماز عید فطر بین مردم و کماندوها در ابتدای خیابان چهارمردان درگیری های پراکنده ای به وقوع پیوست. نزدیک ساعت ۱۱ صبح شیخ علی اوسطی معروف به «شیخ سنگ قلاب» که در روزهای اخیر با صورت پوشیده با پرتاب سنگ چند نیروی امنیتی را زخمی کرده بود با گلولۀ مأمورین به شهادت رسید.
واقعۀ ۱۷ شهریور تهران، فصل تازه ای در انقلاب اسلامی آغاز کرد. زیرا پس از ۹ ماه، موج اعتراضات خیابانی به تهران رسید و باعث شد تا توجه رژیم از قم و مناطق دیگر کشور به تهران جلب گردد، از این تاریخ، قم، دوران نسبتا آرامی را می گذراند. طی پاییز و زمستان ۵۷ حوادث انقلاب، شامل تظاهرات عمومی بود که به آرامی برگزار می شد و حملات انقلابیون، شامل پرتاب سه راهی، کوکتل مولوتوف و تیراندازی به عوامل رژیم بود که هر روز ابعاد بیشتری می یافت. در بعضی از حوادث ، چند تن از نیروهای امنیتی کشته و یا مجروح شدند. مهمترین تظاهرات عمومی که معمولا به سمت میدان امام خمینی و یا قبرستان بقیع-زیرا تعدادی از شهدای اخیر را در آنجا به خاک سپرده بودند- انجام می شد، عبارت بود از راهپیمایی جامعه پزشکی و کشاورزان و اهالی روستای اطراف قم در حمایت از انقلاب اسلامی و روز تاسوعا و عاشورا در ۲۰ آذر ۵۷ که صحنه های منحصر به فردی را در حوادث مختلف انقلاب اسلامی رقم زد. در این روزها رژیم، عوامل خود را از سطح شهر جمع می کرد تا درگیری پیش نیاید. حتی در چند مورد وقتی تظاهرات از جلوی تانک های مستقر در نقاط حساس شهر عبور می کردند، شخصی بالای تانک رفته و ضمن دیده بوسی یا نظامیان، برای مردم صحبت می کرد. در ماه های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، اکثر حوادث و اخبار در تهران جریان داشت و بسیاری از انقلابیون، برای تظاهرات به تهران می رفتند و قم دوران آرامی را می گذراند. در ۱۲ بهمن ۵۷ بسیاری از مردم قم به همراه اقشار مختلف مردم برای استقبال از امام در تهران بسر می بردند. پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ۵۷ ایران را یکپارچه غرق در شادی کرد، این پیروزی برای مردم قم که از سال ۴۲ بیش از شهرهای دیگر تحت فشار بود و دوران طولانی جنگ و گریز را با حاکمیت تجربه کرده بود، با لذت بیشتری همراه بود. قم استقبال تاریخی دیگری را نیز در حافظۀ خود بیاد دارد و آن زمانی بود که امام خمینی پس از پانزده سال در روز دهم اسفند به قم بازگشت.
فهرست منابع
۱- تاریخ قم، ابو علی حسن ابن محمد بن حسن قمی ۳۷۹ ه. ق ترجمۀ فارسی، دانشگاه تهران۱۳۱۳
۲- سید حسن مدرس طباطبائی. تربت پاکان، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۳ ه.ش
۳- کاظم عرب، قم در آئینۀ میراث، سازمان میراث فرهنگی قم، ۱۳۸۲ ه.ش
۴- روز شمار انقلاب اسلامی در قم، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،۱۳۸۷
۵- قیام ۱۹ دی، علی شیرخانی، فصلنامۀ قم، شمارۀ ۷ و ۸، ۱۳۷۸
مروری بر شعارها و بعضی حوادث خواندنی
قریحۀ ذاتی ایرانیان در شعر سرایی از دیرباز ظهورهای متنوعی داشته است و بسیاری از نکته های اجتماعی و فکری در قالب اوزان شعری به ظهور رسیده است. دو نمونه جالب از این موضوع سراغ داریم، انقلاب مشروطیت و ملی شدن نفت، این استعداد در ساختن شعارهای انقلاب تجلی فوق العاده ای داشت و اکثر قریب به اتفاق شعارهای انقلاب به همین دلیل زودتر از آنچه تصور می شد، حفظ و گسترش می یافت و فریادهای جمعی را در غالبی وحدت بخش ارا ئه می نمود تعدادی از شعارهایی که در قم رواج داشته را مرور می کنیم.
سحر میشه، سحر میشه جدائی ها بسر میشه
نخواب آرام تو یک لحظه که خون خلق هدر میشه
اگر امام فردا نیاد، مسلسل ها بیرون میاد
میکشم میکشم آنکه برادرم کشت
زیر بار ستم نمی کنیم زندگی جان فدا می کنیم در ره آزادگی
اگر خمینی دیر بیاد سه راهیا از قم میاد
ازهاری بیچاره، ای خر چار ستاره، بازبگو نواره، نواره که پا نداره
پول نفتمونه یکی دیگه در کن پول گازمونه یکی دیگه در کن
ما میگیم شاه نمی خوابم نخست وزیر عوض میشه
ما میگیم خر نمی خوایم پالون خر عوض میشه
کوروش بپاخیز گندمش در اومد مشروطۀ سلطنتی وقتش سراومد
من به چشم خود دیدم ای مردم صحنۀ خونین در قم و جهرم
هر مسلمانی دم از دین خدا می زد زیررگبار مسلسل دست و پا می زد
وای اگر خمینی حکم جهادم دهد ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد
اویسی، تنده غیسی
تا شاه کفن نشود
ما مردم قم با جنبش و انقلاب
کاخ ستمشاهی را کنیم آخر خراب
قم پایگاه انقلاب و خون است
از نهضت خمینی رژیم سرنگون است
خون شهید می جوشد امت کفن می پوشد
تا انقلاب مهدی نهضت ادامه دارد
حتی اگر شب و روز بر ما گلوله بارد
پرچم قرآن، پرچم قرآن بر دوشم
در ره یزدان، در ره یزدان می کوشم
بر خمینی درود و سلام است چونکه او رهبر این قیام است
از سنگر قبضه، باشد به عالم پیام
رژیم شاهنشاهی کارش دگر شد تمام
برادر شهیدم راهت ادامه دارد
ای مسلمین ماه قیام آمده ماه محرم الحرام آمده
بختیار، بختیار، سنگر تو منتقل و وافوره
ای شاه خائن آواره گشتی خاک وطن را ویرانه کردی
کشتی جوانان وطن آه و وایلا
کردی هزاران در کفن آه و وایلا
شاه فراری شده سوار گاری شده
این نهضت حسینی تماشا چی نمی خواهد
تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست
توپ، تانگ، فشفشه شاه باید کشته شه
ندای هل من ناصر حسینی لبیک یا خمینی
پسر رضگری تا عاشورا وقت داری فرح ورداری یواشکی دربری
مرگ بر شاه مرگ بر شاه
عکس قدیمی از امام مربوط به سال های ۴۲ درخانه داشتیم، که ماه رم آنرا هفت لا پنهان کرده بود. با دوربین از آن عکس گرفته و به تعداد زیادی در تاریکخانۀ خودم که زیر پلۀ خانۀ درست کرده بودم تکثیر کرده و در مراسم چهلم ارتحال حاج آقا مصطفی در مسجد اعظم پخش کردم. عکسها را که در اندازۀ ۱۰ در ۱۵ بود. در موقع خارج شدن از مسجد به هوا پرتاب می کردم و جمعیت آنها را میقاپیدند.
در اوائل نهضت، وقتی محلۀ چهارمردان به کانون تظاهرات تبدیل شد، جوانان از محلات مختلف شهر به این محل میرفتند و در بحبوحۀ جنگ و گریز با کماندوها گاهی در کوچه های بن بست گیر می افتادند، برای جلوگیری از این وضع، تمام کوچه های بن بست را علامت گذاری کرده بودند که بعضی از آنها هنوز وجود دارد.
در اوائل نهضت مأموران امنیتی برای متفرق کردن تظاهر کنندگان از گاز اشک آور استفاده می کردند بعضی از این گازها خیلی شدید بود وحال شخص درگیر را خراب می کرد، کم کم معلوم شد آتش اثر گاز را خنثی می کند و برای مقابله با آن لاستیک آتش می زدند و آتش زدن لاستیک از ملزومات تظاهرات خیابانی شد
در بهار تابستان ۵۷ هر موقع زدو خوردها شدّت می گرفت منع رفت و آمد در چهار مردان و آذر و محلات اطراف آن برقرار می شد و تظاهر کنندگان در کوچه های فوق گیر می افتادند و مجبور بودند شب را در مسجد و یا خانه ای بگذرانند تا صبح شود. در تیر ماه ۵۷ من به همین خاطر شبی را در حمام محلۀ سفید آب قم گذراندم.
جوانان ابتکار های جالبی در راه انقلاب از خود بروز می دادند و همین شور بی پایانی به نهضت می داد، یکی از تفریحات بچه ها در تابستان ها هوا کردن کاغذ باد-بادبادک- است. در تابستان ۵۷ تصویر امام را روی آنها نصب می کردن و به هوا می فرستادند. در اوائل این کار وقتی مأموران مخفی ساواک برای پایین آوردن آنها به عمق کوچه های باریک رفتند با تیرهای برق، که نخ کاغذها بادها را به آنها بسته بودند، مواجه شدند
استفاده از دیوارهای عمومی برای اطلاع رسانی از ابتکارهایی است که از نوشته ها و تصاویر کوچکی آغاز شد ولی ابعاد و تنوع بسیاری یافت که هنوز این سنت ادامه دارد. شعار نویسی با پیستوله های دستی که با سرعت اجرا می شد و نمی شد آن را پاک کرد، تأثیر بسیاری در مراحل مختلف انقلاب داشت. ایجاد تصویر امام، شریعتی، شهدا و شعارهای مهم روز با استفاده از کلیشه که با سرعت بسیاری بر روی دیوار شکل می گرفت نوآوری جالبی در این زمینه بود که بسیاری از تصاویر آن هنوز بر دیوارها شهرهای مختلف قابل مشاهده است.

دسته:

توضیحات

قم در انقلاب اسلامی ۱۳۵۷

عکس های سید محمد حسین رحمتی 

لیتوگرافی : نقش 

چاپ : باقری 

صحافی : دانشمند 

چاپ نخست : ۱۳۸۷

شمارگان : ۲۰۰۰ نسخه 

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “قم در انقلاب اسلامی ۱۳۵۷”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بالا