مقاله

عکس طنز

همه ما به خنده نیاز داریم ، لبخند موهبتی الهی است ، اشعه آفتاب است برای افسردگی برای غم ، لبخند خستگی را برطرف میکند و ما را به آینده امیدوار . در واقع نوعی آنتی بیوتیک طبیعی است که همه انسانها بوسیله آن میتوانند بسیاری از دردهای خود را تخفیف دهند.
خنده ارزانترین داوری پیشگری و مبارزه با بسیاری از بیماریهاست.
برای ایجاد خنده راه های زیادی وجود دارد، گفتار و نوشتار که در شکل های مختلفی دیده می شوند و همچنین ، فیلم و تئاتر و تصویر و پانتومیم و …. در ادبیات فارسی واژگانی که به عنصر خنده و شوخ طبعی می پردازنند عبارتند از : طنز ، طنازی،شوخ طبعی،مزاح ، هزل،هجو، مطایبه فکاهه، لطیفه ، جوک و ….
بررسی تعاریف این واژگان در فرهنگ های فارسی دهخدا، معین و عمید نشان می دهد که ، درحوزه معنایی و کاربرد این واژگان مشکلاتی بوجود آمده و کثر فهمی هایی در کاربرد این واژگان رخ داده است .
البته کاربرد این واژگان به جای هم در زبان روزمره ، محاوره ای خالی از اشکال است . زیرا آنچه در زبان عام اهمیت دارد اطلاع رسانی گوینده به شنونده است ، مسلما این واژگان هر یک معنایی مختص به خود دارند . مادامی که این واژگان در جمله گزاره عبارت ، بند ، متن و یا ژانر ادبی بیان نشوند به کارگیری آنها به جای هم محل اشکال نیست ، اما وقتی پای متن به میان می آید دسته بندی این واژگان امری بسیار ضروری است.
با اختراع عکاسی از ۱۷۰ سال پیش عکاسان زیادی در کشورهای متعدد سعی در ارائه تصاویری داشته اند که خند ه را بر لب بینندگانشان می نشانده است . ارائه نمایشگاههای متعدد در سراسر دنیا در زمینه عکس طنز نشان دهنده ی این واقعیت است که عکس توانسته در ایجاد شور و نشاط اجتماعی موثر باشد ، در کشور ما نیز هر چند جشنواره های اندکی در این زمینه برگزار شده است اما در آرشیو عکاسان مسلماً به چنین آثاری برخود خواهیم خورد .
برگزاری نمایشگاه طنز توسط آقای سید علی سیدی و قدیر قاری شورجه ، و پیمان هوشمندزاده از جمله اندک فعالیتهایی بود ، که در این زمینه انتشار یافته است که خود جای تقدیر و تشکر دارد
در مقوله عکس نیز بیان واژه طنز و اطلاق آن به عکس هایی که خنده بر لبان بینندگانش می اندازد ، در حوزه ، متعارف و عام آن خالی ازمحل اشکال است اما ، کاربرد کلمه طنز با معنای متفاوت و خاص خودش بر عکس خاصه اینکه عکس ها به شکل جشنواره ای و یا به صورت کتاب متشر شوند محل اشکالی خواهد بود به خصوص این که در شکل نمایشگاهی آن ما با مخاطبانی خبره مصادف هستیم و عکس ها در بوته نقد نقادان خواهد بود .
در کتاب نگاهی به عکس ها (گفتگوی بیل جی و دیوید هورن) یک مدرس عکاسی در بحث با دانشجویان در جواب یکی از دانشجوها که پرسیده بود ، یک عکس چه موقع اثری هنزی است ؟چنین جواب داد:«زمانی که بر دیوار یک نمایشگاه آثار هنری نصب می شود»
وقتی عکس به شکل نمایشگاهی برگزار می شود و عنوان اولین نمایشگاه عکس طنز در ایران لقب میگیرد پر واضح است که طنز از شکل متعارف خود خارج شده و باید طنز را با معناهای خاص آن در ادبیات مورد بررسی قرار داد.
همانطور که گفته شد اگر پای متن به میان می آمد دسته بندی واژگان طنز ضروری است در مقوله عکس نیز هنگامیکه عکس ها روی دیوار میروند این تقسیم بندی ضروری است وتحلیل و تأویل عکس باید مشخص شود که کدام تصاویر به معناهای حقیقی طنز نزدیک هستند.و کدام تصاویر در حوزه ی طنز یا هجو ، هزل ، فکاهه قرار خواهند گرفت . نکته ضورری که باید مورد توجه قرار داد اینست که چنین تقسیم بندی برای تصاویر با دید متفاوت نقادان عکس نیز متفاوت خواهد بود به هر حال نقدهایی که بر واقعیت های عکس پرداخته باشند به خوبی این توانایی را خواهند داشت تقسیم بندی مورد نظر را انجام بدهند و نشان دهند که کدام عکس توانسته به معنای حقیقی طنز نزدیک شود .
برای درک بهتر این مسأله که کدامیک از عکس ها در حوزه طنز یا هجو ، هزل مطایبه و فکاهه قرار دارند لازم است که آشنایی مختصری با این واژگان داشته باشیم .
طنز: در لغت به معنی مسخره کردن و طعنه زدن و در اصطلاح شعر یا نثری است که در آن حماقت یا ضعف های اخلاقی و فساد اجتماعی ، یا اشتباهات بشر با شیوه ای تمسخر آمیز و اغلب غیر مستقیم بازگو شود.شاعر یا نویسنده طنز پرداز با مسخره گرفتن اشخاص یا آداب و رسوم و مسائل موجود در جامعه از آنها انتقاد و بدین طریق آنها را محکوم می کند با این هدف که ناهنجاری های اخلاقی و نابسامانی های جامعه اصلاح شود.

طنز را زاده غریزه اعتراض دانسته اند ، اعتراضی که تعالی یافته و تهذیب شده و شکلی هنری به خود گرفته است. معروفترین توصیفی که از طنز شده است از جوناتان سویفت (۱۷۴۵ م-۱۶۶۷) نویسنده ی و طنز پرداز انگلیسی است ، به عقیده او «طنز آینه ای است که در آن هر کس چهره ای را کشف می کند مگر چهره خودش را و به همین دلیل است که از آن استقبال می شود و کمتر کسی از آن می رنجد با این همه از نظر او نیز قصد طنز کینه توزی نیست بلکه او نیز طنز را درمان بخش و شفا دهنده عیب ها و درد های جامعه می داند.
هجو: لغت به معنی سرزنش نکوهش و دشنام ، یکی از اقسام شعر غنایی است و آن شعری است که شاعر در آن زشتی ها و ضعف های اخلاقی کسی را که مورد نفرت است توصیف می کند و به مسخره می گیرد.
هجو و هجویه پردازی ظاهراً از ادبیات عرب وارد شعر فارسی شده است . در دوران جاهلیت در موقع بروز اختلاف شاعران هر قبلیه می کوشیدند علاوه بر ذکر افتخارات قبیله خود با بر شمردن عیب های قبیله ی دشمن آن را منکوب کنند.
هجویه ها اغلب بیانگر دشمنی ها و کینه های خصوصی سرایندگان آنهاست بسیار از شاعران به علت اینکه از توجه پادشاه یا امیری محروم می ماندند دست به سرودن هجویه بر ضد او می زدند.
به طور کلی هجو را به دو نوع تقسیم کرده اند: نوع اول هجوی است غیر مستقیم و پوشیده و هر چند به ظاهر دشنام و سخنان درشتی در آن نیست اما از معنی بسیار موثری برخوردار است . نوع دوم آنست که در آن دشنام ها ی سخت و واژهای رکیک و زننده به کار رفته است و در واقع با هزل آمیخته است . چنین هجوی بر خلاف ظاهر گستاخانه ی خود از تاثیر کمتری برخورداست است چه بسا بیشتر سراینده ی خود را مورد هدف قرار می دهد.
فکاهه : در زبان عربی به معنای شوخ طبعی و مزاح ، شکلی از کلام است که در مخاطب یا خواننده شور و شادی بر می انگیزد یا باعث خندیدن و لبخند زدن او می شود . فروید فکاهه را معصومانه می خواند یعنی شوخی که بدون بد خواهی موجب خنده یا لبخند می شود . مانند این جمله آبه مارتین کمدین آمریکایی: « تنها راه مطمئن برای دو برابر کردن پولت این است که آنرا تا کنی و در چیبت بگذاری »که خندیدن حاصل از شنیدن این حرف به قول کانت هیچ از آب در آمدن انتظار مخاطب است .»
فکاهه باعث لبخند می شود ، فکاهه همواره به صورت کلام است ، صورت گفتار فکاهه را می توان در شوخی های روزمره ی مردم ضرب المثل ها و لطیفه ها ، حاضر جوابی ها ، و گفته های هنرپیشه ها در آثار نمایشی دید.
مطایبه : شکلی از ارتباط است که در مخاطب باعث ایجاد خنده می شود ، به بیان دیگر اصطلاح مطایبه در کابرد عادی خود به هر چیزی که خنده دار است دلالت می کند و ممکن است باعث خنده ی همدردانه شود یا خنده ای که در خودش پایان می گیرد یا موجب خنده ی غرض دار می شود ، بیشتر مطایبه ها از ابتدائی ترین نوع شوخی ها تا عالی ترین و پرورده ترین لطیفه ها و حکایت ها ی خنده دار از ادراک ناگهانی رابطه میان دو بافت هماهنگ اما متقابلاً نا متجانس ناشی می شود درگیری و ناسازگاری غیره منتظره این دو بافت تاثیری خنده آور ایجاد میکند زیرا در آن واحد شنونده را به ادراک وضع موجود در دو نظام ناسازگار با هم و همخوان با خود بر می انگیزد، به گفته اندره ژول : «اساس متن های مطایبه آمیز بر دو عامل ریشخند و لذت استوار است.
هزل : در لغت به معنی مزاح و بیهوده گفتن و در اصطلاح شعر یا نثری است که حاوی مضمون های رکیک و خلاف اخلاق و ادب است و قصد از آن تنها خواندن و تفریح و شوخی است در مقابل جدّ ، کمال الدین حسن واعظ کاشفی سبزواری (متوفی ۹۰۶ یا ۹۱۰ ق) در کتاب :بدایع الانکار فی صنایع الاشعار هز ل را الفاظی دانسته است که از نظر عقل دقیق و درست نباشد تنها مایع تفریح خاطر شود . از نظر او اگر شاعر در آوردن چنین سخنانی در ضمن کلام خود اعتدال را رعایت کند سخن او رامطایبه می نامند.
شعر یا نثر هزل آمیز هدف مشخصی ندارد و غرض از ادای آن تنها تفریحی ساده و سطحی است که افراد محدودی از آن لذت می برند .از این جهت به طور کلی با طنز متفاوت است که همانا هدف طنز انتقاد است و نیز با هجو که شاعر از سرودن آن قصد بدنام کردن شخص یا گروهی خاص را دارد .
بنابر این هزل از ظرافت طنز و قدرت تأثیر هجو خالی است با این همه بسیاری از آثار طنز آمیز و همجنین هجو های تند با هزل آمیخته است و در آثاری جدی بعضی از شاعران از جمله مولوی ، سنائی ، نیز به سخنان رکیک و هزل آمیز بر میخوریم . حوزه گسترش و انتشار هزل چندان وسیع نیست با این همه بسیاری از شاعران و نویسندگان آنرا آزموده اند.

با تعاریف ارائه شده در ادبیات برای واژه های طنز هزل ، هجو ، فکاهه و طنز سوال اصلی این نوشته آشکار می شود که چه تصاوری در قالب طنز می گنجند آیا هر تصویری که ما یه های خنده در آن است می تواند به عنوان عکس طنز مطرح شود ، با توجه به نکات مطرح شده مسلماً اینطور نیست تصاویر به رغم نگارنده این سطور می توانند به شکل طنز فکاهی یا هز ل و هجو بیان شوند و در پس معنای حقیقی خود با ز معنای این کلمات را یدک بکشند . همانطور که بیان شد بسته به تحلیل و تفسیر های متفاوت این تقسیم بندی ممکن است متفاوت باشد.
…………………………………………………………….
منابع :
۱- کتاب طنز (۴) ابوالفضل حری صفحه ۹
۲- درباره نگاه به عکس ها ، گفتگوی بیل جی و دیوید هورن صفحه ۵۲ / ترجمه بایرام نژاد
۳- واژه نامه هنر شاعری (میمنت میرصادقی) صفحه ۲۱۵
۴- واژه نامه هنر شاعری (میمنت میرصادقی)صفحه ۳۴۸
۵- فرهنگنامه ادبی / صفحه ۱۰۵۷-۱۰۵۸
۶- فرهنگنامه ادبی / صفحه ۱۰۵۸-۱۰۵۷
۷-واژه نامه هنر شاعری (میمنت میر صادقی) کتاب مهناز صفحه ۳۵۰-۳۵۱

برای دیدگاه ها کلیک کنید

جوابی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محبوب ترین

بالا